شماره 723    |    08 بهمن 1404
   

جستجو

پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/15

مهم‌ترین اصل صحیح در ویرایش متون تاریخ شفاهی، توجه به چند اصل اساسی است. نخست آن‌که لحن و بیان راوی باید حفظ شود؛ به این معنا که تدوین‌کننده و ویراستار تنها در حد ضرورت و برای رفع ابهام، تکرار یا نارسایی‌های زبانی در متن مداخله کنند. هرچند بسیاری از مصاحبه‌های تاریخ شفاهی بدون ویرایش، ناقص، پراکنده و گاه دارای روایت‌هایی خشک هستند، اما این مسئله مجوز دخل‌وتصرف گسترده در گفتار راوی نیست.

مقایسه تاریخ شفاهی رسمی (نهادها) با تاریخ شفاهی غیررسمی (مردمی، شخصی)

تاریخ شفاهی به عنوان روشی بی‌واسطه و انسانی برای ثبت وقایع و تجربه‌های تاریخی، طی چند دهه اخیر اهمیت فزاینده‌ای یافته است. این روش به پژوهشگران امکان می‌دهد صدای کسانی شنیده شود که در تاریخ رسمی کمتر جای داشته‌اند یا روایت‌هایشان نادیده گرفته شده است. در ایران، تاریخ شفاهی را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد که در این یادداشت با عنوان مقایسه تاریخ شفاهی رسمی (نهادها) با تاریخ شفاهی غیررسمی (مردمی، شخصی) بررسی می‌شوند.

سیصدوهفتادوسومین شب خاطره - 1

سیصدوهفتادوسومین برنامه شب خاطره با خاطره‌گویی آزادگانی چون نبی‌الله احمدلو، محمد هادی، محمود شعبانی، علی مرادی، محسن جنت، هادی ایزی و عباس پیرهادی عصر پنج‌شنبه ۱ آبان ۱۴۰۴ در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد. اجرای این شب خاطره را داوود صالحی برعهده داشت. راوی اول درباره عملیات کربلای ۵ گفت: شاید این عملیات در میان همه عملیات‌ها، شدیدترین و سخت‌ترین درگیری نظامی در هشت سال دفاع مقدس بود که نتیجه آن در نهایت به قطعنامه ۵۹۸ انجامید.

خاطرات محسن زعیم‌زاده

محسن زعیم‌زاده، رزمنده دفاع مقدس، مهمان دویست‌وهشتادمین برنامه شب خاطره (خرداد 1396) بود. او درباره سوم خرداد روز آزادسازی خرمشهر خاطره گفت. زعیم‌زاده گفت: «خرمشهر، 578 روز دست عراقی‌ها بود. در آن روز‌ها شهر را با خاک یکسان کردند، اما دلاورمردان این مرز و بوم آن را از دست بعثی‌ها درآوردند.

وقتي براي ما مي‌نويسيد...
وقتي براي هفته‌نامه الکترونيکي تاريخ شفاهي مطلبي مي‌نويسيد، دوست داريم نکته‌هايي را در نظر بگيريد.
اين هفته‌نامه نوشته‌ها و دانسته‌هاي ما را درباره مباحث مهم؛ خاطره‌گويي، خاطره‌نگاري، يادداشت‌نويسي روزانه، سفرنامه‌نويسي، وقايع‌نگاري، روزشمار نويسي و... نشان مي‌دهد. حتي براي زيرشاخه‌هاي رشته تاريخ هم جا باز کرده‌ايم؛ و چشم به راه خبرها، گزارش‌ها، مصاحبه‌ها، مقاله‌ها، يادداشت‌ها و... شما هستيم.
خوب است نام و فاميل‌تان را کامل بنويسيد. سابقه علمي و نشاني الکترونيکي را هم حتماً بنويسيد، چکيده مقاله‌ها هم که جاي خود دارد!
به ما اجازه بدهيد دست‌مان براي ويرايش، اصلاح، چينش و ترجمه مطالب شما باز باشد. در اين‌باره با خودتان هم مشورت خواهيم کرد.
دل‌مان مي‌خواهد شأن علمي و ادبي تاريخ شفاهي و اين هفته‌نامه، با نوشته‌هاي متين و موقر شما حفظ شود. حيف است خداي نکرده قلم‌مان از دايره اخلاق بيرون برود.
 

شانه‌های زخمی خاکریز - 33

سه شب بعد، حاجی، من و یکی دیگر از بچه‌ها را به شهر ماوت برد. قرار بود همان شب عملیات شود. ما با تجهیزات شب را در کلبه‌ای به خواب رفتیم. نیمه‌های شب، غرش توپخانه از شهر بلند شد. عملیات بیت‌المقدس 3 شروع شده بود. مرحله اول عملیات تسخیر کوه «قمیش» بود و بعد سلسله ارتفاعات دیگری که نامشان یادم نیست. حاجی بعد از نماز برای پیدا کردن مکانی جهت احداث پست امداد حرکت کرد. آمدم کنار کلبه و به کوه قامش که رو‌به‌رویم قد کشیده بود نگریستم. در حال کوه و بچه‌ها و آتش بودم که ناگهان خمپاره‌ای در فاصله کمی از من به زمین خورد. یکی از بچه‌ها به نام «تیموری» که نزدیک‌تر بود مورد اصابت ترکش قرار گرفت. من هم از یک بلندی دومتری پرتاب شدم. خودم را لنگان به سمت کلبه کشیدم و کوله را آوردم تا زخم تیموری را ببندم.


 
       © تمامی حقوق برای سایت تاریخ شفاهی محفوظ می باشد.