| |
|
جستجو
|
 پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی100 سؤال/14مصاحبه تاریخ شفاهی از نظر هدف و ساختار تفاوت اساسی با دیگر مصاحبهها اعم از خبری یا رسانهای دارد. هدف اصلی در تاریخ شفاهی، ثبت و ضبط بخشی از یک روایت تاریخی بر پایۀ تجربه افراد در مسائلی است که جزو شاهدان یا مسببان وقایع محسوب میشوند. در این نوع مصاحبهها، گفتههای مصاحبهشونده بهعنوان شاهد یا کنشگر تاریخی، بهمنزله سندی برای آینده تلقی میشود. به همین دلیل، زمان و مکان انجام مصاحبه نقش ویژهای در ثبت اطلاعات دارد.

 ترجمه در تاریخ شفاهی و آسیبهای احتمالیترجمۀ متون قدمتی دیرینه دارد و از زمانی که انسان دایره ارتباطش را از محدودۀ اطراف خود گسترش داد، آغاز و روز به روز بر ابعاد آن افزوده شد. این کار نقش مهمی در رشد انسان و ارتقای زندگی او و شکلگیری تمدنهای بشری داشته است. مترجمان نه تنها به تسهیل ارتباطات انسانی کمک کردهاند که موجب انتقال فرهنگها، ایدهها، علوم، هنر، ادبیات و دانش و معرفت در طول تاریخ شدهاند. در واقع بدون مترجمان، بسیاری از پیشرفتهای علمی و فرهنگی ممکن نبود.

 نگاهی به کتاب پیشگامان وادی نوردر مواردی مشاهده شده که «مقدمه» یکی از اجزای کمتر مورد توجه در کتابهای تاریخ شفاهی است. اگر مقدمه را شامل مطالب توضیحی تدوینگر یا مصاحبهکننده (یا هر شخصی دیگر) بدانیم که در آن چگونگی بهوجود آمدن کتاب را شرح داده است، در این حالت خواننده چه انتظاراتی از مقدمۀ کتاب مصاحبههای تاریخ شفاهی که به روش جلسهمحور منتشر شدهاند، دارد؟

 مجموعه دو جلدیتوپخانه سپاه پاسدارانروایت یعقوب زهدیکتاب توپخانه سپاه پاسداران، ماحصل ۲۹ جلسه گفتوگوی تاریخ شفاهی است که توسط مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در دو جلد منتشر شده است. این اثر، روایتی مستند از زندگی و تجربیات سردار یعقوب زهدی است. وی در دوران دفاع مقدس، مسئولیتهای کلیدی در راهاندازی، توسعه و فرماندهی توپخانه سپاه را بر عهده داشت و پس از شهیدان حسن طهرانیمقدم و حسن شفیعزاده، سومین فرماندۀ این واحد تخصصی بود.

وقتي براي ما مينويسيد...
وقتي براي هفتهنامه الکترونيکي تاريخ شفاهي مطلبي مينويسيد، دوست داريم نکتههايي را در نظر بگيريد.
اين هفتهنامه نوشتهها و دانستههاي ما را درباره مباحث مهم؛ خاطرهگويي، خاطرهنگاري، يادداشتنويسي روزانه، سفرنامهنويسي، وقايعنگاري، روزشمار نويسي و... نشان ميدهد. حتي براي زيرشاخههاي رشته تاريخ هم جا باز کردهايم؛ و چشم به راه خبرها، گزارشها، مصاحبهها، مقالهها، يادداشتها و... شما هستيم.
خوب است نام و فاميلتان را کامل بنويسيد. سابقه علمي و نشاني الکترونيکي را هم حتماً بنويسيد، چکيده مقالهها هم که جاي خود دارد!
به ما اجازه بدهيد دستمان براي ويرايش، اصلاح، چينش و ترجمه مطالب شما باز باشد. در اينباره با خودتان هم مشورت خواهيم کرد.
دلمان ميخواهد شأن علمي و ادبي تاريخ شفاهي و اين هفتهنامه، با نوشتههاي متين و موقر شما حفظ شود. حيف است خداي نکرده قلممان از دايره اخلاق بيرون برود.
|
|
  شانههای زخمی خاکریز - 32
مدتی گذشت و روزهای جدایی ما از سرزمین شلمچه فرا رسید. آسمان این نقطه از زمین، ستارههای زیادی را از ما، در آلبوم سرمهایرنگ خود به یادگار گذاشت. خاک شلمچه، آغوش باز بهشت بود؛ سرزمین همواره شهادت که دستهای بچهها خیلی راحت به خدا میرسید. دستانِ: «داود رحیمی»؛ کسی که بعد از شهادتش وقتی بچهها بر سر مزار او حاضر شدند، او را با لباس روحانی در عکس دیدند. هیچکس در طول مدت حضورش در جبهه نمیدانست که او طلبه است. «علی رحیمی»؛ که همیشه میخندید. شاگرد اول پزشکیاری سپاه در دوران آموزش بود و از سال 1362 در بهداری لشکر خدمت میکرد. «ابوالفضل حجاریان»؛ که عاشق سوره واقعه بود. قرآن از دستش نمیافتاد. «سیدعلی مجادی»، «اعتصامی»، «سیدمصطفیهادیان» و...
 
| |
© تمامی حقوق برای سایت تاریخ شفاهی محفوظ می باشد.
|