| |
|
شماره 743 | 27 خرداد 1405
|
|
جستجو
|
 گزارش پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی؛ دین و فرهنگ -1شکلگیری جریانهای مستقل تاریخ شفاهی در قمبه گزارش سایت تاریخ شفاهی، پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران با موضوع «دین و فرهنگ»، صبح پنجشنبه (21 خرداد 1405) با مشارکت انجمن تاریخ شفاهی ایران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی و مرکز اسناد انقلاب اسلامی قم، در هتل فدک این شهر برگزار شد. «دکتر علی ططری»، دبیر انجمن تاریخ شفاهی ایران در آغاز این مراسم، با مرور بر روند برگزاری پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران، از انتشار فراخوان تا داوری مقالات و برگزاری پیشنشستها اظهار داشت...

 نظریههایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعینظریه سوم: نقصپوشی (پوشاندن خلأ سند با روایت شفاهی)این نظریه بر مبنای پاسخِ ۸ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «خاطره یا تاریخ شفاهی در دوره معاصر، چه اهمیتی دارد؟» به دست آمده است؛ هرچه به دوره معاصر نزدیکتر میشویم، اسناد رسمی یا در دسترس نیستند یا تحت تأثیر دروازهبانی اطلاعات و دستکاریهای سیاسی قرار دارند؛ در این وضعیت، خاطره (به عنوان ماده خام تجربهزیسته) و تاریخ شفاهی (به عنوان روشِ راستیآزمایی و تحلیل) نه رقیب یکدیگر، بلکه دو لایه از یک پل وجودی هستند...

 خاطرات جواد پویانفرسید جواد پویانفر، سرتیپ خلبان و جانباز دفاع مقدس، مهمان دویستوهشتادوپنجمین برنامه شب خاطره (آبان 1396) بود. او درباره عملیات هوایی و اسارت در زندان بالغرفه خاطره گفت. پویانفر گفت: «27 شهریور 1359، چهار روز قبل از آغاز جنگ، ما باید میرفتیم و هدفمان را میزدیم. دلیل حمله ما در آن روز این بود که ارتش دولت وقت عراق سنگرهایی را کنده بود، مقداری از خاک ما را گرفته و از مرزهای ما گذشته بود.

وقتي براي ما مينويسيد...
وقتي براي هفتهنامه الکترونيکي تاريخ شفاهي مطلبي مينويسيد، دوست داريم نکتههايي را در نظر بگيريد.
اين هفتهنامه نوشتهها و دانستههاي ما را درباره مباحث مهم؛ خاطرهگويي، خاطرهنگاري، يادداشتنويسي روزانه، سفرنامهنويسي، وقايعنگاري، روزشمار نويسي و... نشان ميدهد. حتي براي زيرشاخههاي رشته تاريخ هم جا باز کردهايم؛ و چشم به راه خبرها، گزارشها، مصاحبهها، مقالهها، يادداشتها و... شما هستيم.
خوب است نام و فاميلتان را کامل بنويسيد. سابقه علمي و نشاني الکترونيکي را هم حتماً بنويسيد، چکيده مقالهها هم که جاي خود دارد!
به ما اجازه بدهيد دستمان براي ويرايش، اصلاح، چينش و ترجمه مطالب شما باز باشد. در اينباره با خودتان هم مشورت خواهيم کرد.
دلمان ميخواهد شأن علمي و ادبي تاريخ شفاهي و اين هفتهنامه، با نوشتههاي متين و موقر شما حفظ شود. حيف است خداي نکرده قلممان از دايره اخلاق بيرون برود.
|
|
  عبور از آخرین خاکریز - 19
سر بر بالین گذاشته در اندیشه علل و انگیزه این نقل و انتقالها فرو رفتم تا اینکه غرق در عالم خواب و رویاهایی دلپذیر شدم. هنگام صبح از رختخواب برخاسته و بیدرنگ به سمت جاده خیره شدم تا ببینم چه اتفاقی در آنجا رخ میدهد. دو طرف جاده بینالمللی را دهها دستگاه تانک، خودروی زرهی، تجهیزات پدافندی موسوم به «شیلکا» و اتومبیلهایی گوناگون اشغال کرده بودند. عراق سرگرم تجهیز نیروهای خود بود. این خودروها به دو گردان تیپ 16 لشکر شش که مقر آن در جلولاء واقع شده بود، تعلق داشت. نظر به اینکه این تیپ از بهترین تیپهای ارتش عراق به حساب میآمد انتظار وقوع حوادث تلختری را داشتیم. در روز 6 سپتامبر، دستوراتی در مورد ترک قلعه و حرکت به سمت دیگر جاده دریافت کردیم. در آن سو که ضلع جنوبی محسوب میشد دو پادگان دائمی به ترتیب: مقر گردان شناسایی «ولید» در نزدیکی خیابان و مقر گردان اول تیپ 25 زرهی در فاصله دور از خیابان و نیز مقری متعلق به یک واحد نظامی که برایم ناآشنا بود، قرار داشت. دستور این بود که به پادگان گردان شناسایی منتقل شویم و این دستور عملاً اجرا شد. مسئول درمانگاه و سایر پزشکان از مرخصی مراجعت کرده بودند. هنگام ظهر یک پزشک نظامی به ما ملحق شد. تدریجاً به آمادهسازی اتاقهایی برای درمان مجروحین و مصدومین پرداختیم و نظر به اینکه پرسنل گردان، مأمور انجام مأموریتهای شناسایی در مرزها بود، اکثر راهروهای پادگان خالی بود، به همین خاطر با مشکلی از نظر کمبود اتاقها و راهروهای خالی مواجه نشدیم.
 
| |
© تمامی حقوق برای سایت تاریخ شفاهی محفوظ می باشد.
|