تاریخ شفاهی، نه مطلقاً منبع دست اول است و نه مطلقاً دست دوم، بلکه در «وضعیت مرزی» میان این دو قرار میگیرد. از یک سو، به دلیل همزمانی راوی با رویداد و دسترسی مستقیم به تجربه زیسته، قابلیت منبع اول بودن را دارد، از سوی دیگر، دخالت حافظه، فاصله زمانی، سوگیری راوی و ...
فهم مشترک به این معناست که راوی و مصاحبهکننده نسبت به اهداف، ماهیت و برنامه تاریخ شفاهی آگاهی و درک یکسانی داشته باشند و در مسیر تحقق هدفی مشترک گام بردارند. چگونگی شکلگیری این فهم مشترک، از موضوعات مهم و قابل تأمل در فرایند مصاحبه تاریخ شفاهی است.
بیش از چهار دهه از انتشار نخستین مجموعههای اسناد سفارت آمریکا در تهران میگذرد. با این حال، بهرغم دسترسی نسبتاً آسان به این گنجینه اسنادی، بهرهبرداری پژوهشی نظاممند از آن، در حد شایستهای نبوده است. هنوز «تصویر جامعی» از محتوای این 11 هزار سند در اختیار نداریم.
سارو یعقوبیان، از اقلیت ارامنه و رزمنده دفاع مقدس، مهمان دویستوهشتادوهفتمین برنامه شب خاطره (دی 1396) بود. او درباره دوران اسارت خاطره گفت. یعقوبیان گفت: «برادرم سال 1364 به خدمت رفت. من هم سال 1365 اعزام شدم. برادرم در جزیره مینو، در ژاندارمری خدمت میکرد.
وقتي براي ما مينويسيد...
وقتي براي هفتهنامه الکترونيکي تاريخ شفاهي مطلبي مينويسيد، دوست داريم نکتههايي را در نظر بگيريد.
اين هفتهنامه نوشتهها و دانستههاي ما را درباره مباحث مهم؛ خاطرهگويي، خاطرهنگاري، يادداشتنويسي روزانه، سفرنامهنويسي، وقايعنگاري، روزشمار نويسي و... نشان ميدهد. حتي براي زيرشاخههاي رشته تاريخ هم جا باز کردهايم؛ و چشم به راه خبرها، گزارشها، مصاحبهها، مقالهها، يادداشتها و... شما هستيم.
خوب است نام و فاميلتان را کامل بنويسيد. سابقه علمي و نشاني الکترونيکي را هم حتماً بنويسيد، چکيده مقالهها هم که جاي خود دارد!
به ما اجازه بدهيد دستمان براي ويرايش، اصلاح، چينش و ترجمه مطالب شما باز باشد. در اينباره با خودتان هم مشورت خواهيم کرد.
دلمان ميخواهد شأن علمي و ادبي تاريخ شفاهي و اين هفتهنامه، با نوشتههاي متين و موقر شما حفظ شود. حيف است خداي نکرده قلممان از دايره اخلاق بيرون برود.
عبور از آخرین خاکریز - 27
نچه مسلم است پرسنل بیمارستان کینه و بغضی نسبت به شخص ایشان نداشتند که از خبر درگذشت او خوشحال شوند بلکه عقیده داشتند این مساله موجب خاتمه سریع جنگ خواهد شد و اعتراف میکنم که بسیاری از آنان افرادی جاهل و بد ذات بودند. حتی خاطرم است یکی از متخصصین بیهوشی به این مناسبت فرخنده! بطریهای حاوی نوشابه بین کارکنان توزیع کرد. ما که چارهای نداشتیم ناگزیر از نوشیدن آن شدیم و از طرفی نوشیدن یک نوشابه سرد آن هم در هوای داغ خالی از لطف نبود! نیروها تدریجاً در مناطق اطراف تمرکز یافتند و یگانهایی از لشکرهای 4 و 8 به آن مناطق اعزام شدند.