| |
|
جستجو
|
 نسبت تاریخ شفاهی و زندگینامهنویسی زندگینامهنویسی و بازخوانی زیست و زمانۀ افراد سرشناس همواره مورد توجه پژوهشگران و علاقهمندان به تاریخ و فرهنگ بوده است. زندگینامهها علاوه بر جنبههای فرهنگی و تاریخی به تناسب سابقۀ کاری شخصیت مورد اشاره، حامل اطلاعات و معلوماتی در همان رشته هم هستند. اینکه زندگینامهها چگونه نوشته میشوند و برای نگارش آنها از چه دادههایی استفاده میشود، محل دقت و تأمل است.

 روایت جاسم غضبانپور از اولین روز جنگ در خرمشهردر آستانه چهل و ششمین سالروز آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، قصد داشتیم سراغ یکی از عکاسان دوران دفاع مقدس برویم و روایتی متفاوت از اولین روزهای درگیری در جنوب کشور را ثبت کنیم. چه کسی بهتر از عکاسان جنوبی! هنرمندان جنوبی که ناخواسته، درگیر تجربههایی تلخ و سخت در نوجوانی شدند و عکاسی و رزمندگی را با هم آموختند. متن پیشِ رو، روایت «جاسم غضبانپور» یکی از عکاسان ایران، از روزهای نخست تجاوز عراق به خاک ایران و تصرف خرمشهر است.

 خاطرات علی فداییعلی فدایی، رزمنده سالهای دفاع مقدس، مهمان دویستوهشتادونهمین برنامه شب خاطره (اسفند 1396) بود. او درباره هدایای مردمی جبهه خاطره گفت. فدایی گفت: «حدود 20 روز بود به جبهه رفته بودیم و تازه جاگیر شده بودیم. ساعت 9 صبح مشغول فوتبال بودیم. یکدفعه دیدیم پایگاه خلوت شد. نگاه کردیم دیدیم بچهها مقابل اتاق تدارکات جمع شدند.

وقتي براي ما مينويسيد...
وقتي براي هفتهنامه الکترونيکي تاريخ شفاهي مطلبي مينويسيد، دوست داريم نکتههايي را در نظر بگيريد.
اين هفتهنامه نوشتهها و دانستههاي ما را درباره مباحث مهم؛ خاطرهگويي، خاطرهنگاري، يادداشتنويسي روزانه، سفرنامهنويسي، وقايعنگاري، روزشمار نويسي و... نشان ميدهد. حتي براي زيرشاخههاي رشته تاريخ هم جا باز کردهايم؛ و چشم به راه خبرها، گزارشها، مصاحبهها، مقالهها، يادداشتها و... شما هستيم.
خوب است نام و فاميلتان را کامل بنويسيد. سابقه علمي و نشاني الکترونيکي را هم حتماً بنويسيد، چکيده مقالهها هم که جاي خود دارد!
به ما اجازه بدهيد دستمان براي ويرايش، اصلاح، چينش و ترجمه مطالب شما باز باشد. در اينباره با خودتان هم مشورت خواهيم کرد.
دلمان ميخواهد شأن علمي و ادبي تاريخ شفاهي و اين هفتهنامه، با نوشتههاي متين و موقر شما حفظ شود. حيف است خداي نکرده قلممان از دايره اخلاق بيرون برود.
|
|
  عبور از آخرین خاکریز – 33
اما در رابطه با ـ به اصطلاح ـ «ائمه جماعت» در پادگانها بهتر است بگویم آنها فقط مسئول اقامه نماز، ایراد موعظه و اقامه نماز بر مردگان هستند و بسیاری از آنها خودشان به توجیه اخلاقی نیاز دارند! بنابراین تنها عامل بازدارندۀ افراد در ارتش عراق فقط به تربیت خانوادگی یک نظامی بستگی دارد. چنانچه فردی متدین، پاکیزهخو و دارای صفت ممتاز انسانی باشد طبعاً این ویژگی در رفتار و سکنات نظامی او نیز تأثیر خواهد گذاشت و شاید این رفتار نیز در مورد دیگران منشأ اثر باشد. به طور قطع اگر فرمانده یگان نظامی فردی متدین باشد افراد تحت فرمانش جرأت انجام کارهای ضداخلاقی را پیدا نخواهد کرد، اما اگر همین فرد شخص فاسد باشد و اوقات خود را صرف قماربازی و غیره کند، ترویج رفتارهای مشابه در بین سربازانش امری طبیعی خواهد بود. این همان مصیبت و بدبختی ارتش عراق از بدو تأسیس، تا امروز است.
 
| |
© تمامی حقوق برای سایت تاریخ شفاهی محفوظ می باشد.
|