شماره 763    |    13 آبان 1405
   

جستجو

تسخیر لانه جاسوسی؛

از تاکتیک دانشجویی تا استراتژی انقلابی در گفتمان استقلال‌خواهی امام خمینی(ره)

واقعه تسخیر سفارت آمریکا در تهران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، که از سوی امام خمینی به «انقلاب دوم» تعبیر شد، تنها یک رویداد تاریخی گذرا نبود، بلکه تبلور گفتمان عمیق استقلال‌خواهی و مبارزه با استکبار جهانی در اندیشه انقلاب اسلامی است. این مقاله با استناد به منابع و اسناد موجود، به واکاوی ابعاد فکری، زمینه‌های تاریخی و پیامدهای این رویداد می‌پردازد.

گزارش نشست تاریخ شفاهی خلیج فارس

لزوم تسریع در تأسیس «مرکز تاریخ شفاهی خلیج فارس»

به گزارش سایت تاریخ شفاهی، پنجمین نشست از سلسله نشست‌های هفته‌های پژوهش خلیج فارس با عنوان «تاریخ شفاهی خلیج فارس؛ ضرورت؛ ظرفیت‌ها و چشم‌اندازهای یک حوزه مطالعاتی، عصر روز سه‌شنبه پنجم آبان 1405 با سخنرانی دکتر ابوالفضل حسن‌آبادی، رئیس مرکز ترجمان معارف اسلامی آستان قدس رضوی، به صورت برخط و به همت گروه جریان‌های فکری پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد.

پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/55

55. آیا خرده‌روایت‌های فضای مجازی، ذیلِ تاریخ شفاهی تعریف می‌شوند؟

با گسترش فضای مجازی، روایت‌های تاریخ شفاهی با سرعت بیشتری در دسترس مخاطبان قرار می‌گیرند. امروزه، شبکه‌های اجتماعی و بسترهای دیجیتال به فضایی برای روایت‌گویی، بازگویی خاطرات و انتشار تجربه‌های شخصی تبدیل شده‌اند. این روایت‌های کوتاه که می‌توان از آن‌ها با عنوان «خرده‌روایت» یاد کرد، ظرفیت آن را دارند که بخشی از تاریخ شفاهی محسوب شوند.

اخبار تاریخ شفاهی مهر 1405

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارش‌ها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانه‌های مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از مهر 1405 را می‌خوانید.

خاطرات حسین ناظوری

حسین ناظوری، از فرماندهان هوانیروز، مهمان دویست‌‌ونودویکمین برنامه شب خاطره (خرداد 1397) بود. ناظوری درباره عملیات والفجر 4 خاطره گفت. او گفت: «عملیات والفجر4 مهر 1361 آغاز شد. من در گروه پایگاه پشتیبانی اصفهان خدمت می‌کردم. به من ابلاغ شد با یک اکیپ پروازی باید به سنندج بروم. ما می‌دانستیم عملیات والفجر4 در شمال غرب انجام می‌شود.

وقتي براي ما مي‌نويسيد...
وقتي براي هفته‌نامه الکترونيکي تاريخ شفاهي مطلبي مي‌نويسيد، دوست داريم نکته‌هايي را در نظر بگيريد.
اين هفته‌نامه نوشته‌ها و دانسته‌هاي ما را درباره مباحث مهم؛ خاطره‌گويي، خاطره‌نگاري، يادداشت‌نويسي روزانه، سفرنامه‌نويسي، وقايع‌نگاري، روزشمار نويسي و... نشان مي‌دهد. حتي براي زيرشاخه‌هاي رشته تاريخ هم جا باز کرده‌ايم؛ و چشم به راه خبرها، گزارش‌ها، مصاحبه‌ها، مقاله‌ها، يادداشت‌ها و... شما هستيم.
خوب است نام و فاميل‌تان را کامل بنويسيد. سابقه علمي و نشاني الکترونيکي را هم حتماً بنويسيد، چکيده مقاله‌ها هم که جاي خود دارد!
به ما اجازه بدهيد دست‌مان براي ويرايش، اصلاح، چينش و ترجمه مطالب شما باز باشد. در اين‌باره با خودتان هم مشورت خواهيم کرد.
دل‌مان مي‌خواهد شأن علمي و ادبي تاريخ شفاهي و اين هفته‌نامه، با نوشته‌هاي متين و موقر شما حفظ شود. حيف است خداي نکرده قلم‌مان از دايره اخلاق بيرون برود.
 

عبور از آخرین خاکریز – 39

ناگهان آن صدای همیشگی را شنیدیم. شتابان به سمت راهروی اضطراری دویدیم. با تعدادی خودرو و آمبولانس نظامی که مجروحانی را با خود آورده بودند مواجه شدیم. جراحت بعضی از آنها شدید بود. به‌راستی چه اتفاقی رخ داده بود؟ ظاهراً نیروهای ایرانی در منطقه کوه‌های سر به فلک کشیده «کوجر»[1] - مشرف بر جاده گیلان غرب – قصر شیرین که شامل بزرگترین ارتفاعات منطقه است-، دست به حمله عظیمی زده‌ بودند. این نیروها ضمن تسلط بر این کوه‌ها و ارتفاعات دیگر، در نزدیکی سر پل ذهاب نیروهای عراقی را شکست داده و خطوط دفاعی آنان را در هم شکسته بودند که حاصل این شکست تعداد کثیری کشته و مجروح بود.

مجروحان در بیمارستانی که هشتاد تخت بیشتر نداشت روی هم انباشته شدند. در آن بیمارستان گروهی از پزشکان به نوبت از بیمارستان‌های دولتی عراق اعزام می‌شدند و با ما همکاری می‌کردند. هر دو هفته یک بار عده‌ای جراح، ارتوپد و متخصص بیهوشی در بیمارستان حاضر می‌شدند.

با وجود این همه پزشک، سه روز متوالی بیدار بودیم و فراغتی برای استراحت پیدا نمی‌کردیم. 


 
       © تمامی حقوق برای سایت تاریخ شفاهی محفوظ می باشد.