شماره 753    |    04 شهريور 1405
   

جستجو

سیصدوهفتادوچهارمین شب خاطره - 2

مجری در ادامه به معرفی راوی دوم برنامه پرداخت و گفت: او جزو اولین گروه‌هایی بوده که با حدود هزار نفر از ارتشیان و مردم در میدان نقش‌جهان اصفهان تظاهرات به راه انداختند. در همان روز، حضرت آیت‌الله طاهری (امام جمعه وقت اصفهان) به میان مردم می‌آید و می‌گوید از طرف امام پیامی دارد. فردای آن روز، این جمعیت هزارنفره به حدود چهار هزار نفر می‌رسد. وقتی این نیروها به پادگان برمی‌گردند، درها را به رویشان می‌بندند، آن‌ها را دستگیر کرده و شکنجه می‌دهند.

پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/45

آیا پرداختن به شکست‌ها و تلخی‌ها در تاریخ شفاهی ضرورت دارد؟

در تاریخ شفاهی نمی‌توانیم فقط وقایع و رویدادهای مثبت را در قالب پیروزی‌ها ثبت کنیم زیرا مخاطب انتظار دارد وقایع را آنگونه که اتفاق افتاده بیاوریم و تفاوتی نمی‌کند حاصلِ روایت، مثبت باشد یا منفی؛ زیرا مورخ شفاهی خود را موظف به بازنماییِ بی‌پرده تجربه راوی می‌داند، نه داوری درباره خوبی یا بدیِ آن واقعه.

اخبار تاریخ شفاهی مرداد 1405

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارش‌ها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانه‌های مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از مرداد 1405 را می‌خوانید.

نقد کتاب بهداشت جنگ

این کتاب، حاصل بیست جلسه گفتگوی دکتر محمدرضا باقری با دکتر علی مهرابی ‌توانا است و 6 فصل دارد. فصل نخست اطلاعاتی درباره مصاحبه‌شونده از تولد تا ورود به وزارت بهداشت را در بر دارد که حاصل سه جلسه مصاحبه است. فصل دوم خبائث پنهان در غائله کردستان نام گرفته و حاصل چهار گفتگو است. فصل سوم حاصل سه جلسه مصاحبه است که به بیان فراز و نشیب‌های بهداشت در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی می‌پردازد.

اعجاز حافظ

در چادر فرماندهی گروهان شهادت بودیم و بر لب رودخانه‌ی کرخه. رضا(غلامرضا) اکبری(شهید)، فرمانده گروهان بود، و روز آخر ماه رمضان و شب عید فطر. حسن بختو(شهید) کتابی از ساکش درآورد و گفت: تفألی به حافظ بزنیم، ببینیم چه می‌گوید. علی(مهران) بلورچی(شهید) جهید و گفت: حافظ چیه؟ قرآن باز کن، ببینیم خدا چه می‌گوید...

خاطرات بهزاد رستگاری

دکتر بهزاد رستگاری، مهمان دویست‌وهشتادوهشتمین برنامه شب خاطره (بهمن 1396) بود. او درباره عملیات بیت‌المقدس خاطره گفت. رستگاری گفت: «در عملیات بیت‌المقدس، در شهر سوسنگرد و بیمارستانی مشغول کار بودیم. ما سه روز کار کرده بودیم. خیلی خسته و گرسنه شده بودیم.

وقتي براي ما مي‌نويسيد...
وقتي براي هفته‌نامه الکترونيکي تاريخ شفاهي مطلبي مي‌نويسيد، دوست داريم نکته‌هايي را در نظر بگيريد.
اين هفته‌نامه نوشته‌ها و دانسته‌هاي ما را درباره مباحث مهم؛ خاطره‌گويي، خاطره‌نگاري، يادداشت‌نويسي روزانه، سفرنامه‌نويسي، وقايع‌نگاري، روزشمار نويسي و... نشان مي‌دهد. حتي براي زيرشاخه‌هاي رشته تاريخ هم جا باز کرده‌ايم؛ و چشم به راه خبرها، گزارش‌ها، مصاحبه‌ها، مقاله‌ها، يادداشت‌ها و... شما هستيم.
خوب است نام و فاميل‌تان را کامل بنويسيد. سابقه علمي و نشاني الکترونيکي را هم حتماً بنويسيد، چکيده مقاله‌ها هم که جاي خود دارد!
به ما اجازه بدهيد دست‌مان براي ويرايش، اصلاح، چينش و ترجمه مطالب شما باز باشد. در اين‌باره با خودتان هم مشورت خواهيم کرد.
دل‌مان مي‌خواهد شأن علمي و ادبي تاريخ شفاهي و اين هفته‌نامه، با نوشته‌هاي متين و موقر شما حفظ شود. حيف است خداي نکرده قلم‌مان از دايره اخلاق بيرون برود.
 

عبور از آخرین خاکریز - 29

علائم جنازه‌های مجهول‌الهویه در لیست مفقودین یگان نظامی مربوطه به ثبت می‌رسید و این دردناک‌ترین حالتی است که ممکن است خانواده‌ای با آن مواجه گردد، چرا که آن خانواده دردمند بایستی مدت‌ها در انتظار بازگشت فرزند خود لحظه‌شماری نماید. چگونه می‌توان مادری را به کشته شدن فرزندش متقاعد ساخت بی آنکه جسد او را مشاهده کرده باشد؟ بیوه‌زنان چه سرنوشتی خواهند داشت و تا کی به انتظار خواهند نشست؟ بی‌شک تعداد خانواه‌های مفقودان با ادامه جنگ رو به افزایش گذاشته و مصیبت‌ها و گرفتاری‌های آنان بعد از حل مشکلات مربوط به جنگ نیز ادامه خواهد یافت. اخبار واصله از دیگر مناطق عملیاتی، از وقوع حوادث مشابهی خبر می‌داد، نیروهای عراقی ضمن مواجهه با نیروهای مدافع که تعدادشان بسیار اندک بود همچنان به پیشروی خود به داخل خاک ایران ادامه می‌دادند. به گفته بسیاری از افسران و سربازان شرکت‌کننده در نخستین حملات، در آن منطقه ارتش ایران حضور نداشت بلکه اهالی بومی با همیاری برخی از نفرات سپاه پاسداران انقلاب گروه‌هایی را تشکیل داده و نوعی جنگ چریکی علیه نیروهای مهاجم به راه انداخته بودند.  با وجود اینکه اکثر این عملیات به طور ناهماهنگ و بدون برنامه‌ریزی دقیق و مشخص صورت می‌گرفت ولی توانست در بسیاری از مواقع با پشتیبانی نیروی هوایی ایران جلو پیشروی نیروهای عراقی را سد کند و آنها را به عقب‌نشینی در برخی از مناطق نظیر سوسنگرد و نواحی اهواز ـ که طلایه‌داران لشکر پنج وارد آن شده و سپس بالاجبار کیلومترها عقب‌نشینی کرده بودند ـ وادار سازد.


 
       © تمامی حقوق برای سایت تاریخ شفاهی محفوظ می باشد.