| |
|
جستجو
|
 تشریح «کاربرد تاریخ شفاهی در مدخلنویسی»به گزارش سایت تاریخ شفاهی، کارگاه آموزشی «کاربرد تاریخ شفاهی در مدخلنویسی، با نمونه موردی: دایرةالمعارف شهرستان سراب» با تدریس «دکتر ابوالفتح مؤمن» پژوهشگر تاریخ معاصر، سندپژوه و متخصص تاریخ شفاهی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی، شامگاه چهارشنبه 10 تیر 1405، به همت بنیاد دایرةالمعارف اسلامی و به صورت برخط برگزار شد.

 روایتِ یک همدانشگاهی از شهیده زهرا حداد عادل در یکی از روزهای پاییزی سال ۱۳۷۶، وارد دفتر مشترک انجمن اسلامی و بسیج دانشجویی واحد خواهران دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی شدم. دختر جوانی نشسته بود که تا آن روز او را ندیده بودم. یکی از دوستان او را معرفی کرد: «زهرا حداد عادل هستند؛ دختر آقای دکتر حداد عادل». دکتر حداد عادل را میشناختم؛ از استادان برجسته و سرشناس دانشگاه بود.

 خاطرات ماشاءالله آخوندیحاج ماشاءالله آخوندی، از مؤسسان واحد تخریب در یگانهای سپاه پاسداران خراسان، مهمان دویستوهشتادوششمین برنامه شب خاطره (آذر 1396) بود. او درباره سنگر پلنگها و مین کپسولی خاطره گفت. آخوندی گفت: «سنگر ما، سنگر پلنگها نام داشت، زیرا از چند بچه شرّ و بَلا با ظاهری بینظم و لااُبالی تشکیل شده بود. من قبل از جنگ، درگیر کارهای فنی بودم. ما بسیجیهای کوچهبازاری بودیم و آموزش نظامی ندیده بودیم.

وقتي براي ما مينويسيد...
وقتي براي هفتهنامه الکترونيکي تاريخ شفاهي مطلبي مينويسيد، دوست داريم نکتههايي را در نظر بگيريد.
اين هفتهنامه نوشتهها و دانستههاي ما را درباره مباحث مهم؛ خاطرهگويي، خاطرهنگاري، يادداشتنويسي روزانه، سفرنامهنويسي، وقايعنگاري، روزشمار نويسي و... نشان ميدهد. حتي براي زيرشاخههاي رشته تاريخ هم جا باز کردهايم؛ و چشم به راه خبرها، گزارشها، مصاحبهها، مقالهها، يادداشتها و... شما هستيم.
خوب است نام و فاميلتان را کامل بنويسيد. سابقه علمي و نشاني الکترونيکي را هم حتماً بنويسيد، چکيده مقالهها هم که جاي خود دارد!
به ما اجازه بدهيد دستمان براي ويرايش، اصلاح، چينش و ترجمه مطالب شما باز باشد. در اينباره با خودتان هم مشورت خواهيم کرد.
دلمان ميخواهد شأن علمي و ادبي تاريخ شفاهي و اين هفتهنامه، با نوشتههاي متين و موقر شما حفظ شود. حيف است خداي نکرده قلممان از دايره اخلاق بيرون برود.
|
|
  عبور از آخرین خاکریز - 23
این مسئله را چگونه میتوان تفسیر کرد؟ میتوان یکی از احتمالات زیر را برای تشریح این مسائل گنگ و پیچیده تصور کرد:
1- شاید دیپلمات ایرانی تصور میکرد زرهپوشها و تانکهای مستقر در آن منطقه قصد تفریح، کسب انرژی و یا صید آهو و کبوتر داشتند یا اینکه تانکها، ماشینهای باری روکشدار بودند و به همین خاطر به موردی برخورد نکرد تا مسئولین کشوری را مطلع سازد. ممکن است این را به حساب حسن نیت او بگذاریم. در غیر این صورت بدون شک او با عراق همکاری میکرد.
2-افسران و مسئولان همدست رژیم عراق که در مراکز مهم ارتباطی نیروهای مسلح ایران به کار اشتغال داشتند، گزارشهای این دیپلمات را به اطلاع مسئولین سیاسی کشور نرساندند.
3- نیروهای ایرانی، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به علت فرار فرماندهان ارشد و اعدام عدهای از آنان به دلیل اعلام وفاداری به رژیم امریکایی شاه، از انجام هر گونه تحرک جدی عاجز بودند.
 
| |
© تمامی حقوق برای سایت تاریخ شفاهی محفوظ می باشد.
|