شماره 744    |    03 تير 1405
   

جستجو

گزارش پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی؛ دین و فرهنگ -2

تفاوت انگاره‌های اخلاقی دین و تاریخ شفاهی

در بخش دوم این همایش، «دکتر علی ططری» و «دکتر مرتضی میردار»، به عنوان مدیران اولین پنل تخصصی، حاضر شدند. خانم «پیمانه صالحی»، مقاله خود با عنوان «روابط موضوعی در تاریخ شفاهی فرهنگ و مذهب از منظر کلان و خُرد» را به صورت برخط ارائه داد. در ادامه، گزیده‌ای از سخنان این فعال حوزه تاریخ شفاهی منعکس شده است...

اولین کتاب درباره تاریخ مترو تهران

شهر زیر زمینی تهران

کتاب «شهر زیر زمینی تهران چگونه ساخته شد؟» با مصاحبه‌های منصور فخرزاده و قلم سعید فخرزاده در 496 صفحه و قطع رقعی سال 1404 از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است. آنگونه که نویسنده کتاب گفته است، شیوع کرونا و تغییر مدیران شهری، عملاً عوامل مرتبط با این پروژه تاریخ شفاهی را با مشکلاتی در مسیر انجام کار مواجه می‌کند که موجب طولانی شدن مراحل آماده‌سازی کتاب می‌شود.

پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/36

مرز حریم خصوصی شخصِ ثالث (که راوی از آن‌ها نام می‌برد) و تعهد به واقعۀ تاریخی کجاست؟

احترام به حریم خصوصی، ریشه فلسفی، حقوقی، سیاسی، انسانی‌شناختی و جامعه‌شناختی دارد و آن چیزی است که انسان می‌خواهد مخفی و غیرقابل دسترس دیگران بماند و تصمیم‌گیری درباره آن فقط به عهده خودش باشد، زیرا دسترسی غیر مجاز به آن‌ها موجب آسیب به او می‌شود. تعریف این حریم وابسته به موقعیت اجتماعی و سیاسی افراد و در جوامع مختلف متغیر است.

سیصدوهفتادوچهارمین شب خاطره - 1

سیصدوهفتادوچهارمین برنامه شب خاطره پنج‌شنبه ۶ آذر 1404 با محوریت بازخوانی خاطرات نظامیان فعال در جریان پیروزی انقلاب اسلامی از زندان‌های رژیم پهلوی در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد. این برنامه با پخش تصاویری از شهید امیرعلی حاجی‌زاده آغاز شد. در ادامه بهرام‌علی طاهری، محمدحسن پورجمعه و قنبر راسخ خاطرات خود را بیان کردند. اجرای این شب خاطره را داوود صالحی برعهده داشت.

خاطرات علی‌‌محمد سوزن‌چی

علی‌‌محمد سوزن‌چی، خلبان دوران دفاع مقدس، مهمان دویست‌وهشتادوپنجمین برنامه شب خاطره (آبان 1396) بود. او درباره مأموریت 3 فروردین 1361 خاطره گفت. سوزن‌چی گفت: «سوم نوروز (فروردین) 1361 مأموریت پرواز با هواپیمای سی _130 داشتیم. این هواپیما کار رادار و شنود را انجام می‌داد، آن روز پرواز ما در مسیر گرماب، بیجار و تبریز بود.

وقتي براي ما مي‌نويسيد...
وقتي براي هفته‌نامه الکترونيکي تاريخ شفاهي مطلبي مي‌نويسيد، دوست داريم نکته‌هايي را در نظر بگيريد.
اين هفته‌نامه نوشته‌ها و دانسته‌هاي ما را درباره مباحث مهم؛ خاطره‌گويي، خاطره‌نگاري، يادداشت‌نويسي روزانه، سفرنامه‌نويسي، وقايع‌نگاري، روزشمار نويسي و... نشان مي‌دهد. حتي براي زيرشاخه‌هاي رشته تاريخ هم جا باز کرده‌ايم؛ و چشم به راه خبرها، گزارش‌ها، مصاحبه‌ها، مقاله‌ها، يادداشت‌ها و... شما هستيم.
خوب است نام و فاميل‌تان را کامل بنويسيد. سابقه علمي و نشاني الکترونيکي را هم حتماً بنويسيد، چکيده مقاله‌ها هم که جاي خود دارد!
به ما اجازه بدهيد دست‌مان براي ويرايش، اصلاح، چينش و ترجمه مطالب شما باز باشد. در اين‌باره با خودتان هم مشورت خواهيم کرد.
دل‌مان مي‌خواهد شأن علمي و ادبي تاريخ شفاهي و اين هفته‌نامه، با نوشته‌هاي متين و موقر شما حفظ شود. حيف است خداي نکرده قلم‌مان از دايره اخلاق بيرون برود.
 

عبور از آخرین خاکریز - 20

ناگاه درهای جهان گشوده شد! عده‌ای از آتشبارهای توپخانه، حملات سنگین و هماهنگی را که به ارکستر مرگ شباهت داشت، آغاز کردند. لحظه‌ای تصور کردیم در زیر آتش توپخانه ایران قرار داریم. به دنبال یافتن پناهگاهی، حفره‌ای، سنگری و یا خاکریزی به این سو و آن سو می‌دویدیم؛ الله‌اکبر! بعضی‌ها با وجود اینکه نظامیانی با تجربه بودند به پشت بوته‌ها پناه می‌بردند! گرچه می‌دانستند این بوته‌ها در برابر آتش توپخانه آسیب‌پذیر هستند. اندکی بعد متوجه شدیم گلوله‌ها توسط توپخانه ما شلیک می‌شود؛ حمله بزرگی توسط یک تیپ ناقص زرهی و با پشتیبانی حملات توپخانه آغاز شد. هدف منطقه زین‌القوس بود.  در میان قشری از آتش و دود یک فروند هلی‌کوپتر عظیم‌الجثه حامل رئیس ستاد کل و به روایتی وزیر دفاع از مقر گردان اول تیپ 25 ـ که به مرکز فرماندهی صحرایی مبدل شد ـ به مقصد بعقوبه یا بغداد به پرواز در آمد.


 
       © تمامی حقوق برای سایت تاریخ شفاهی محفوظ می باشد.