شماره 720    |    10 دي 1404
   

جستجو

حذفیات در ویراستاری تاریخ‌ شفاهی

پس از اتمام جلسات مصاحبه، آرشیو نسخه اصلی، پیاده‌سازی، نسخه‌خوانی و بازشنوایی متن مصاحبه انجام شده، و چنان‌چه محتوا ویژگی‌های انتشار به صورت مقاله و یا کتاب را دارا باشد، باید ویراستاری متن آغاز شود. اصولاً درک متن پیاده‌شده مصاحبه به صورت کلمه به کلمه، در اغلب موارد امری ساده نیست و نیاز به ویراستاری دارد تا به متنی روان و مستند تبدیل شود و فهم آن آسان شود.

پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/12

راستی‌آزمایی روایت‌های تاریخ شفاهی با موانعی روبه‌روست که از ماهیت حافظه‌ی انسانی و شرایط تولید روایت ناشی می‌شوند. حافظه پدیده‌ای ثابت و آرشیوی نیست، بلکه بازسازی‌شونده و متأثر از گذر زمان، گفتمان‌های مسلط، گفت‌وگوهای بعدی و موقعیت کنونیِ راوی است. گزینش‌گریِ آگاهانه یا ناخودآگاه، سکوت‌های معنادار و ادغامِ تجربه‌ها از مهم‌ترین چالش‌های اعتبارسنجیِ روایت‌ها به شمار می‌آیند.

اخبار تاریخ شفاهی آذر 1404

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارش‌ها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانه‌های مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از آذر 1404 را می‌خوانید.

برشی از خاطرات محمدهادی اردبیلی

پس از پایان دوران تحصیلی دبیرستان، در کنکور شرکت نموده و در رشته مهندسی شیمی و پتروشیمی دانشگاه پلی‌تکنیک تهران (دانشگاه امیرکبیر فعلی) قبول شده و مشغول به تحصیل شدم. در دانشکده ساختمانی به نام جوردن وجود داشت که دانشجویان متدین یک اتاق کوچکی در این ساختمان را به صورت نمازخانه در آورده و نمازهای ظهر و عصر را در ‌آن می‌خواندند. در این نمازخانه کوچک، دانشجویان متدین جدیدالورود، با دانشجویان متدین ورودی‌های مختلف دانشکده آشنا می‌شدند.

وقتي براي ما مي‌نويسيد...
وقتي براي هفته‌نامه الکترونيکي تاريخ شفاهي مطلبي مي‌نويسيد، دوست داريم نکته‌هايي را در نظر بگيريد.
اين هفته‌نامه نوشته‌ها و دانسته‌هاي ما را درباره مباحث مهم؛ خاطره‌گويي، خاطره‌نگاري، يادداشت‌نويسي روزانه، سفرنامه‌نويسي، وقايع‌نگاري، روزشمار نويسي و... نشان مي‌دهد. حتي براي زيرشاخه‌هاي رشته تاريخ هم جا باز کرده‌ايم؛ و چشم به راه خبرها، گزارش‌ها، مصاحبه‌ها، مقاله‌ها، يادداشت‌ها و... شما هستيم.
خوب است نام و فاميل‌تان را کامل بنويسيد. سابقه علمي و نشاني الکترونيکي را هم حتماً بنويسيد، چکيده مقاله‌ها هم که جاي خود دارد!
به ما اجازه بدهيد دست‌مان براي ويرايش، اصلاح، چينش و ترجمه مطالب شما باز باشد. در اين‌باره با خودتان هم مشورت خواهيم کرد.
دل‌مان مي‌خواهد شأن علمي و ادبي تاريخ شفاهي و اين هفته‌نامه، با نوشته‌هاي متين و موقر شما حفظ شود. حيف است خداي نکرده قلم‌مان از دايره اخلاق بيرون برود.
 

شانه‌های زخمی خاکریز - 30

قبل از اینکه این زخمی را عقب بفرستیم، ناگهان دیدیم تعدادی از بچه‌های لشکر 25 کربلا عقب‌نشینی کرده و وارد سنگر پست امداد شدند، چهره‌هایشان ترسیده بود. می‌خواستند به عقب برگردند، ولی آنها با دیدن این زخمی و اینکه دو پا ندارد و با اراده ذکر می‌گوید حالشان منقلب شد و با چهره‌هایی برافروخته به خط برگشتند. پس از فرستادن چند مجروح به عقب، آمدم دم در پست امداد که یکباره خمپاره‌ای در پنج ـ شش متری، وسط چند نفر منفجر شد. موج انفجارش مرا به عقب پرتاب کرد. وقتی برخاستم دیدم تمام آن جمع 4 ـ 5 نفره شهید شده‌اند، ولی من فقط ترکشی پوست انگشتم را برده بود. به آسمان نگاه کردم و دیدم خدا ناظر همه چیز است و قسمت هر کس را خودش تعیین کرده! فردای آن روز آتش آنقدر شدید بود که گویی باران می‌بارد؛ باران گلوله و آتش و ترکش!


 
       © تمامی حقوق برای سایت تاریخ شفاهی محفوظ می باشد.