شماره 163    |    28 خرداد 1393



نیروهای مذهبی در دوره پهلوی دوم-۱۷

پیشینه یک توده ای های نفتی : از انتخابات مجلس 15 تا کودتای 28 مرداد

يك نكته قابل تامل در باره انتخابات مجلس دوره پانزدهم در اصفهان، واكنش نيروهاي مذهبي به كانديداتوري برخي افراد مساله دار مي باشد. از آن جمله اهالي نجف آباد نسبت به نامزدي دو تن از كانديداهاي آن شهر كه يكي(حبيب اشراقي) متهم به وابستگي به بيگانگان و ديگري(ابوالقاسم پاينده) منتسب به بهائيت بودند، عكس العمل نشان داده و با ارسال دو تلگراف به ترتيب خطاب به قوام السلطنه نخست وزير- با بيش از 500 امضاء(1) - و محمد رضا شاه(2)  درخواست رد صلاحيت آنان را كردند، كه البته پاسخ داده شد انتخابات آزاد است و هركس مي تواند به هر شخصي راي دهد. در این نوشتار به منظور بازکاوی نقش و عملکرد یکی از این کاندیداها –پاینده- با یک اشاره پسینی تاریخی به یک مورد از توطئه های نامبرده، در صدد طرح یک فرضیه اولیه با عنوان«توده ای های نفتی» برخواهیم آمد.

گزارش های مذکور در خصوص سوابق و موقعیت ابوالقاسم پاینده حاکی است، که نامبرده هر از چند گاهی از حوزه انتخابیه نجف آباد، فریدن، کرون و عربستان از مناطق اطراف اصفهان به عنوان نامزد مجلس شورای ملی کاندیدا شده، اما به دلیل وابستگی به بهائیت و برخی موارد سوء دیگر از طرف اهالی طرد می گردید. وی پیش از این هم به دلیل همین اتهامات از نجف آباد رانده شده و در تهران تحت حمایت بهائیان به انتشار مجله صبا روی آورد. در این اسناد برخی زوایای وابستگی های ایشان آشکار و نقش وی به عنوان یک توده ای نفتی در خلال وقایع آستانه کودتای 28 مرداد 1332 بررسی شده است.

توده ای نفتی در آن واقعه، به کسانی اطلاق می شد که به نام و اسم حزب توده، با انجام برخی اقدامات تحریک آمیز، در صدد بر می آمدند، به نیروهای مذهبی نسبت به خطر تداوم دولت ملی مصدق برای اسلام و روحانیت هشدار دهند.  عوامل پشت پرده این جریان نظیر دربار و حامیان آن با علم به اینکه نیروهای مذهبی نسبت به رشد و احتمال به قدرت رسیدن حزب توده- به عنوان یک جریان ضد مذهب- حساس هستند، با استخدام و به کار گیری برخی عناصر مزدور مذهبی و غیر مذهبی از جمله آیت الله بهبهانی و پاینده ها، نامه های متعددی با عنوان حزب توده خطاب به علما و مجتهدین مطرح تهران، قم و شهرستان ها به نگارش در آورده و به صورت پستی ارسال می کردند. در این نامه ها به علما هشدار داده می شد، ما- حزب توده- به زودی[ با سوء استفاده از آزادی و فضای باز سیاسی دولت دکتر مصدق] به قدرت می رسیم و آخوندها را با عمامه هایشان به دار خواهیم زد. این عناصر وابسته حتی به اسم حزب توده تظاهرات ضد مذهبی راه انداخته و شعارهای تحریک آمیز علیه دین سر می دادند. نقل است که آنان در قم نیز به تظاهرات پرداخته و حتی موقعی که آیت الله بروجردی مدتی به علت گرمای قم در روستایی به نام وشنوه در اطراف قم مستقر شده بودند، به آن روستا رفته و در آنجا به تظاهرات پرداختند. 

 به هر حال در این راستا در برخی از خاطرات و از جمله در ياد مانده های آیت الله منتظری، زوایای يك نقشه توطئه آميز که توسط پاينده اجرا گرديده، برملا شده است . هرچند اين موضوع مربوط به بعد از بحث مورد نظر اين نوشتار يعني دوره نخست وزيري مصدق است، ولي از آنجا كه پيش بيني امضا كنندگان تلگراف به شاه در خصوص وضعيت پاينده را اثبات مي كند، حائز اهميت و قابل تامل ویژه است. ایشان خاطر نشان مي سازد: کارگزاران دربار با طرح نقشه ای ، عده ای از «توده ای های نفتی» را به قم گسیل نموده تا علیه روحانیت شعار دهند . آیت الله بروجردی نیز با مقامات مربوطه تماس می گرفت و از چنین جوی گله می کرد، بدون اینکه از کنه قضیه و مسایل پشت پرده و توطئه آمیز آن اطلاع داشته باشد.  نامبرده اضافه می کند که حتی این تظاهر کنندگان درطول تابستانها نیز که آیت الله بروجردی در «وشنوه» یکی از روستاهای قم اقامت می گزید، به آنجا آمده و تظاهرات راه می انداختند . اما در  همین ارتباط ماجرایی را به نقل از حاج آقا حسن رضویان نجف آبادی یکی از اهالی متنفذ نجف آباد ذکر می کند که از جهاتي قابل تامل است . واقعه از این قرار بود که شخص اخیر که به دفتر کار ابوالقاسم پاینده ، صاحب امتیاز مجله صبا رفت و آمد داشت، در یکی از روزهای قبل از کودتا مشاهده  مي نمايد پاینده  لیستی از اسامی علما و روحانیون متنفذ را به منشی اش داده و از او خواست که متن را به آدرس آنان ارسال نماید . نامبرده اضافه می کند که بعد از سقوط مصدق ، وقتی از محتوی آن متن ها از او سوال کردم ، گفت:  موضوع آنها تهدید علما بود( اينكه اگر دولت مصدق دوام يابد، توده اي ها آزادانه به فعاليت پرداخته و زمينه براي به قدرت رسيدن آنان فراهم مي شود و در اين صورت اسمي از اسلام و روحانيت نخواهد ماند).  به این ترتیب معلوم شد که پاینده وابسته به دربار بوده و چون با علما ارتباطاتی داشت ، برای این ماموریت انتخاب شده بود.(3)

اما چنانکه گذشت، تلگراف اعتراض اهالی نجف آباد، فریدن، کرون و عربستان به کاندیداتوری ابوالقاسم پاینده برای دوره پانزدهم مجلس به دلیل وابستگی وی به بهائیت بود. در این تلگراف که به تاریخ 2/12/1325 به« پيشگاه اعليحضرت همايون شاهنشاهي» مخابره شده با اشاره به اینکه: « آقاي ابوالقاسم پاينده مدير مجله صبا كه داراي مذهب بهايي و سوابق اخلاقي و اصالتش در نجف آباد به طور نامطلوبي معروف و در چند سال قبل به واسطه اعمالي كه نسبت به ولي نعمت خود مرتكب شده شبانه از اصفهان فراري و در تهران مورد حمايت محافل بهايي قرار گرفت.» خاطر نشان گردیده: «این شخص اخيراً خود را كانديد انتخابات از طرف اعليحضرت همايوني معرفي و به وسيله بستگانش اين عنوان خلاف واقع را انتشار داده، شايع كرده كه از مقامات عالي ارتش براي انتخاب من، دستورات و توصيه هايي صادر گرديد. با اينكه يقين داريم اعليحضرت همايوني هميشه طرفدار و حامي دموكراسي و مذهب مقدس اسلام بوده و مي باشند و با محبوبيتي كه در قلوب پانزده ميليون زن و مرد دارند اجازه نخواهند فرمود عناصر بي شخصيت و فاسد عقيده بر جامعة تحميل شوند.» سپس درخواست کرده اند: « استدعا داريم به مقامات ارتش امر فرمايند از تشبثات اين شخص جلوگيري شود و كسي را که در سرتاسر حوزه انتخابيه نجف‌آباد و فريدن و كرون و عربستان بيش از چند راي فاميلي مسلکی نخواهد داشت، [مورد  حمایت قرار نداده و] قلوب چهارصد هزار سكنه شاه پرست اين حوزه را با اين قبيل انتشارات افسرده نسازند و نخست-وزير تواناي ايران نيز مقامات مربوطه را اوامر اكيد صادر فرمايند كه از نيرنگهاي اين قبيل اشخاص جلوگيري به عمل آيد.» در پایان نیز اسامی زیر به عنوان امضاء کنندگان تلگراف آمده است: «از طرف اهالي حوزه نجف‌آباد و فريدن و كرون و عربستان: ابوالقاسم آقازاده، رحمن محمدي، ابوتراب اسلامي، ‌جواد ديبائي، ‌عباس مظاهري، صادق علوي، ‌نصراله سشتي، تقي سعيدي،‌جواد سعادت، رمضان سلطاني،‌ ربيع سلطاني،‌ سيد يعقوب ميري،‌ جلال مدني،‌ عماد آذري، حاج حسين ترتيي،‌ صادق دهدار آذري».

گفتنی است که در تلگرافی مشابه، اما خطاب به: «جناب اشرف آقاي نخست وزير، كپيه جناب آقاي موسوي زاده، كپيه كميته مركزي حزب دمكرات ايران، كپيه وزارت جنگ، كپيه ستاد ارتش، كپيه اصفهان، جناب آقاي استاندار، كپيه تيمسار فرمانده محترم لشگر»، ضمن اشاره به برخی موارد تلگراف فوق خاطر نشان گردیده: « و اصولاً آقاي پاينده در سرتاسر حوزه وسيع فريدن و نجف‌آباد بيش از چند رأي از كسان و هم مسلكانش ندارد و همه سال در موقع انتخابات با اين قبيل شايعات اسباب زحمت مردم را فراهم مي نمايد.» سپس درخواست شده: « مستدعي است امر فرمائيد مقامات مربوطه از تشبثات او جلوگيري فرمايند.» در انتهای این تلگراف نیز اسامی ذیل آمده است: «از طرف اهالي نجف آباد و فريدون و كرون و عربستان: اسداله جعفري، ابوالقاسم آقازاده، محمدعلي عمادي،‌صمد كلانتري، فضل اله كميان نژاد، سيد محمود خجسته، ‌عبداله امامي، نقي اشراقي، قاسم ندين، حيات قلي ابدالي، داراب جهانوزي، سيدرضا رضوي، فضل اله زاهدي،‌ حسين سميعي».


البته در همین دوره از انتخابات اهالی مناطق مذکور به نامزدی یک کاندیدای دیگر به نام حبیب اشراقی نیز اعتراض کردند، که آن هم به دلایلی تقریبا مشابه بود. این تلگراف بنا به رشد آگاهی سیاسی نیروهای مذهبی و حضور جدی در عرصه انتخابات از یک سو و کثیر الامضاء بودن آن- قریب 500 امضاء- از سوی دیگر حایز اهمیت ویژه می باشد. از این رو به منظور ارزیابی تکاپوهای نقش و جایگاه نیروهای مذهبی در عرصه انتخابات دوره 15 مجلس شورای ملی، عین متن تلگراف مذکور و به خصوص اسامی مفصل تلگراف به شرح ذیل ذکر می شود:


 

[شير و خورشيد]
وزارت پست و تلگراف و تلفن
تلگراف
از:‌تهران، به: شهري، شماره قبض: 332233، شماره تلگراف: 59، عدد كلمات: 1718، تاريخ 3/10/1325
مقام منيع حضرت اشرف آقاي قوام السلطنه نخست وزيرمحبوب و رهبر معظم حزب دمكرات ايران
رونوشت توسط جناب آقاي اعزازالدوله نيك پي كميته مركزي حزب دمكرات ايران، رونوشت جناب آقاي موسوي زاده، رونوشت جناب آقاي آرامش، جناب آقاي محمود محمود، رونوشت، روزنامه اطلاعات، اقدام، آتش، صبا.

محترماً ‌به عرض مي رساند. با آنكه حضرت اشرف در نطق تاريخي خود صريحاً آزادي انتخابات را تأكيد و دلها را از مسرت شاد فرموده اند با كمال تأسف بعضي مقامات منتسب به دولت روي علل خاصي اصرار دارند آقاي حبيب اشراقي را كه در اصفها ن و اطراف حسن شهرت ندارد به نمايندگي نجف آباد و فريدن تحميل كنند. آقاي حبيب اشراقي فرزند كسي است كه معروف است براي استفاده از مبلغان مسيحي برقرآن مجيد رد نوشته و قلوب مسلمانان را داغدار كرده است. خود او نيز جز عمال رسمي قونسلگري بيگانه است و براي مردم نجف آباد و فريدن مرگ از تحمل چنين ننگي بهتر است. دوره گذشته مرتضي قليخان صمصام به زور سواران بختياري، سيف پور فاطمي نوكرنشان دار بيگانگان را به ما تحميل كرد و امسال نيز باز گفتگو از يك نوكر بيگانه است. 
    
حضرت اشرف به خدا در ميان مردم نجف آباد و فريدن اشخاص صالح و وطن پرست و لايق نمايندگي به قدر كافي هست و براي ما نهايت سرشكستگي است كه نماينده ما را از ميان نوكرهاي بيگانه انتخاب كنند با اعتماد به مراتب عظمت و بزرگواري حضرت اشرف استدعا داريم دستور فرماييد از اعمال نفوذ به نفع بيگانگان و بيگانه پرستان جلوگيري شود تا ما بتوانيم آزادانه نماينده صالح خود را از ميان افراد لايق و مورد اعتماد محل انتخاب كرده و به مجلس بفرستيم كه هميشه خدا و مصالح عاليه مملكت را كه حضرت اشرف هميشه براي رعايت آن مي كوشند، در نظر داشته باشد.

از طرف عموم مردم نجف آباد و فريدن: مرتضي ايزدي – ناصر قلي ايزدي، اسماعيل داوري، غلامعلي داوري، حسينعلي بهمن پور، عباسعلي كارشناس،‌اسداله ايزدي، حسين غفاري – حسن غفاري – سيد ابوالفضل ابطحي – شيخ حسن باستاني ملاحسن باستاني- كريم باستاني – قربانعلي حاجي حسن – عشقعلي حاجي حسن دائي علي – اسماعيل ملاكريم نجف آبادي- ميرزا رضا موسوي- ميرزا محمدعلي موسوي، زين العابدين – حاجي يداله موحدي – حاجي فرج اله موحدي – آقا كريم فاتح – هادي موسوي – محمود نكوئي – عبدالكريم ايزدي – حسن آقازمانيان – بابارضا زمانيان – امير زمانيان – غلامحسين زمانيان – محمد علي زمانيان- نعمت اله زمانيان – غلامعلي باستاني – محمود حاجي باباي – علي عابديني – حسين عابديني – حاجي ملا حيدر ايزدي – حاجي ملاحسن كرباسي- آقاي يداله راستي – عبدالحسين آصفي – دكتر مرتضي ميردامادي – مهندس حسن پزشكي – حاجي عشقلي ايزدي- يداله ايزدي – حاجي رجبعلي انتظاري- حاجي براتعلي موحدي شيخ جعفر محموديان – آقاي جلال ايزدي – مشهدي عباس ايزدي- حاجي محمد حسين ايزدي – ابراهيم زماني – دكتر حسينعلي يزداني – دكتر اسماعيل يزداني – ميرزا محمدعلي يزداني – باقر منتظري – حاجي اسداله منتظري – حيدرعلي منتظري – حاجي يداله منتظري – تقي ملا كريم نجف‌آبادي – غلامحسين ايزدي – عباس معين – حسن معين – غلامعلي حمامي – باقر محموديان – علي محموديان – سيد محمد محموديان- براتعلي محموديان- سيد ابوالقاسم حسيني – سيد محمد ابراهيم ابطحي – آقاجواد سجادي – شيخ حسينعلي منتظري- آقا ي عباس ايزدي – آقا شيخ ابوالقاسم مسافري – آقاشيخ نصراله – آقا شيخ غلامحسين زكي – شيخ قاسمعلي ملگ آبادي – سيد جلال حسيني – سيد علي اكبر – حاجي آقا جعفر چشمه اي سيد هاشم ايزدي – سيد باقر ريزي – سيد عباس ريزي – محمد ايزدي – حاجي نصراله حري – عشقعلي منتظري – اكبر منوچهري – محمدعلي آقايي- غلامعلي حسن حميدي – مهدي ايزدي – عبدالحسين معين – علي كارشناس – غلامعلي مددي – عبداله معين – مندعلي – عباس رستمي – مرتضي عيوبي – غلامرضا شاطري – قاسم پورحميدي – حسين ملك محمدي – غلامحسين جعفرپور- حسن ابري – مندعلي سليماني نژاد – برات محموديان – رجبعلي محموديان – عباس معيني – علي محمد موحدي – حسين منوچهري قنبرعلي رجايي – محمد موحدي – غلامحسين زمانيان – حيدر موحدي – اسداله – حسنعلي شاطري- عزيزاله موحدي – محمد محموديان – محمود محموديان – نصراله دياني – حسن جلالي – يداله علي منتظري – محمدعلي اسماعيلي – عباس اشتهاري- قربانعلي موحد احمد – حسن آقا صافي – محمود ايزدي عزيزاله فقهي – عباس راستي – يداله ودودي – محمود فقهي – غلامرضاي – محمود شريفيان – امراله پورحميدي – رجبعلي – علي عابديني – حسن غلامي – رضا قلي معيني – غلامحسين مطهري – حسن عسكري – فتح اله جانبخش – الهي عباسقلي زمانيان – حسن علي اكبر – اسداله محموديان – علي اصغر نوراله غلامعلي آذري – رضا دياني – عباسعلي طروات – غظنفر توكلي – احمد آذري – عباس معيني – خانعلي لطفي – حيدر پاينده – مهدي زمانيان – اسداله موسوسي – محمدعلي شريفي – عباسعلي – طراوت – احمد حبيب الهي – علي محمد مهدياني – عباس يزداني – براتعلي علائي – مهدي احمدي – اسداله غيور – مختار ثابت – رضا قلي نادمي – محمود منزي – صادق قادرخاني – حيدرعلي مسعودي – غلامعلي پزشكي – محمدعلي هادي – جعفر كاظميان حسين شاه بندي – باقر شريفي – مشهدي علي موسوي – جعفر محمدي - غلامحسين حاجي علي محمد – حسين كمراني – محمدباقر جولائي – يداله محمدي – اسداله راستي – حيدرعلي همايوني – سيد جعفر مدرس – براتعلي يوسفي – علي جولايي – جعفرقلي كارشناس – غلامرضا معين – اسماعيل طراوت – حسينعلي پور سيدعلي – حاجي حسين موسوي – لطفعلي زماني – غلامرضا ابتين محمد كرباسي – عبدالكريم كرباسي – ابوالقاسم كرباسي – غلامعلي يوسفي – محمود فرقانيان – اسماعيل حاجي محمد – علي شهراشوب – قنبر علي فرقاني – نادعلي كلي – كاظم پاينده – ابوالقاسم موسوي – باقر الفي – علي موسوي – حسين – آصفي محمود شريعتي – علي محمد وسيله – براتعلي شريفي – ميرزا رضا موسوي – غلامرضاي علي عسكري – حسين موسوي – محمدعلي موسوي – محمدباقر موسوي – حسنعلي قادري- علي محمد حسنعلي عسكري. ابراهيم اطهري. نوروزعلي پاينده – مصطفي رستگاري – حسين صفدري. حسين كاظمي – علي اكبر – محمدعلي ابوترابي – عباس حمزه – اسداله عندليب – اكبر حاجي صادقي – حسينعلي حزچي – سبزعلي غلامعلي – علي كافي – موسوي – يداله كيوه – اسداله كيوه اي – جعفر چاوشي – كريم – چاوشي – قربانعلي چاوشي – قربانعلي پزشكي – مصطفي عبدي – محمدعلي كاظمي – حسين حسنعلي عسكري – مرادعلي مهديه – عباس پزشكي – مندعلي مهديه – حسن علي عسكري – سيد محمدعلي حجي – فتح اله – قاسمعلي – يداله چاوشي – صادق چاوشي – حسين چاوشي – مشهدي احمد چاوشي – ابراهيم نام آور – غلام رضا علي مددي – خدا رحم عيسي خاني – محمد حسين قريشي – اسداله يوسفي – محمد رجائي – قاسم يوسفي – عباسعلي ستمي – علي منتظري – محمد منتظري – همايون ابراهيمي – جلال – اميرعلي كاظمي – حيدر يابنده – حاجي و سيد رضا موسوي – سيد جمال موسوي – فتح اله آذري – محمود صادقي كريم حسنعلي عسگري – عبداله كلاهيان – حيدر صادقي – سيد حسن حجتي – حسينعلي سلطاني – سيد اقانوريان – كاظم عابدين – مرادعلي بابايي – قربانعلي روشائي – سيف اله صافي – حسين جوزي – باقر صافي – غلامرضا عباسيان – حسن آقامحمدي – فرج اله موحدي – رضا كچي – محمود كافي موسوي – حسين سرمدي – محمد عابدين – رجبعلي معيني – عبداله حجتي – صفرعلي عابدين كاظم ابوترابي- ابوالقاسم عابدين – عبداله كاظمي – فضل اله مهرپرور – عليمحمد ايزدي – حسينعلي غفوريان – حسن كاظمي – عباس كاظمي – عباس زمانيا – عبدالكريم علي محمد – محمود آذري – مصطفي ايزدي – غلامحسين آذري – مصطفي ايزادي – حسن آقاي انتظاري – حسن آقا زمانيان – حسين ابراهيميان رجبعلي صافيان – مشهدي محمد – علي حاجي ابوالقاسم – ميرزا حسن حاجي علي اكبر – كربلايي عباس شريفي – حسين سلطانعلي منوچهري – رمضانعلي دياني – مرتضي حجتي – محمود ايزدي – مشهدي حسن گوسفند شناس – مهدي صادقي – ابراهيم صادقي – حسينعلي انتشاري حسن آقا صافي – اسداله كارشناس – اسداله معيني – عباس معيني حسين دهقاني – ميرزاي كارشناس – مهدي كارشناس – علي اكبر كارشناس – حسينعلي قناعت كاري – فتحعلي – احمد انتشاري – غلام علي احمدي – عباس – حسينعلي – اسماعيل كاظمي – سيد احمد آيتي – مشهدي حسن ايزدي – حسين ايزدي – علي اكبر ايزدي – رضا رضواني – خليل – اسداله حزي – حسين حري – كاظم حري – محمد غفوري – كريم كسرائي – دكتر حسين صادقي – احمد صادقي – محمد صادقي حسين صادقي – عباس عرفاني – حسينعلي يابنده – محمد پاينده – حسن پاينده – حسين پاينده – احمد پاينده – نورزعلي پاينده – پاينده – حسنعلي پاينده – يداله پاينده – اسداله پاينده – اسماعيل پاينده – غلامحسين پاينده – حيدر پاينده – مهدي پاينده – ابراهيم پاينده – اسماعيل فرودي – ابراهيم صالحي – حسنعلي – صالحي – رضا ماماي – محمدعلي آقائي – تقي منتظري – محمدعلي كمراني – حسين حري – عباس فاضل – احمد فاضل – احمد فاضل – عباس آقا قمي – يداله ذبحي – حاجي آقا ذبحي – احمد ذبحي – عباس – ايرانپور – جواد آقا خسروي – استوار داود – خسروي – شيخ ابوالقاسم موحدي – محمد مرتضوي – احمدي امامي – سيد مرتضي امامي – اسداله پزشكي – مهدي پزشكي – بخشعلي پزشكي -  بخشعلي پزشكي – عباس پزشكي – عبدالحسين پزشكي – سيد صادق پزشكي سيد ابراهيم پزشكي – نصراله راستي – باقر امامي – رضا مرتضوي – عبدالحسين مرتضوي – حسين مرتضوي – حسين مرتضوي – مرتضي مرتضوي رضا فاضل – مرتضي فاضل – عبدالجواد فاضل – مهدي فاضل – دكتر مرتضي ميرداماد سيد باقر ميردامادي – محمد جعفر معين نجف آبادي – محمد رضا معين – محمد مهدي معين – حسين مين – غلامحسين معين – ميرزا محمود معين – ابوالقاسم معين – رضا شافعي – يداله نادري – سعادت نادري – احمد شريف – اكبربجبيان – عباس معين – علي منتظري – غلامحسين منتظري – عبدالمنتظري – رضا منتظري – حسن منتظري – عباس اميركاوه – تقي باقري – حسين شريفي – مرتضي رحيمي – ابراهيم رفيعي – علي اكبر رفاهي – مصطفي گلستانه ميردامادي – حسنعلي صادقي يداله صادقي – اسماعيل مددي – عبدالحسين رضائيان – يداله روحاني – روح اله روحاني – حسين منتظري – فتح اله رجائي – حسين رجائي – تقي شادروان جعفرقلي معين – رضا عرفاني علييرضا معين – ميرزا معين – ميرزا محمد معين – رضا عرفاني – عليرضا معين – ميرزا آقا معين – ميرزا محمد معين – احمد معين – عباس ترفاني – علي دادگر – مهدي دادگر – آقا سيد رضا دادگر – سيد مهدي گلستانه – مصطفي گلستانه شيرعلي غيور نجف آبادي – سبزعلي علي غيور نجف آبادي – محمد ابراهيمي – اسماعيل مدرس – رضا مدرس- حسين مدرس – حسن مدرس – مهدي مدرس – علي محمد صادقي – يوسف صديقي – محسن صديقي – رحيم جانكي – كاظم جانكي – محمد كريم طاهري – رضا قلي بابائي – فضل اله يدانيها – قاسم رجايي – ابوالقاسم ايزدخواه – فتح اله ايزدي حاجي حسن ايزدي – علي ايزدي – محمد فرزند علي ايزدي – حسن فرزند علي ايزدي – رجبعلي ايزدي – عباس حاجي رجب – براتعلي قربان – حسين عابدين – قربانعلي عابدين – علي محمد رجبعلي ايزدي علي محمد غلامعلي ايزدي – اسفنديار ايزدي – احمد ايزدي – علي ميرزا مهدي – ابراهيم ايزدي – محمدعلي فرزند استادعلي – حسين معيني فرزند غلامحسين – آقا محمدعلي معين فرزند حسين – ميرزا حسن حجتي – حسين قاضي – حسينعلي بابايان – صادق – مهدي حجتي – جمال مرتضوي – حسن مرتضوي – محمد مرتضوي – فرزند حسن مرتضوي – مصطفي مرتضوي – حسن مرتضوي – محمد مرتضوي – فرزند حسن مرتضوي – مصطفي مرتضوي – رسول مرتضوي – سيد رضا حسيني – سيد صالح حسيني سيد اسماعييل حسني – سيد جلال حسني – محسن آذري – حيدرعلي آذري – حسين آقا حجتي – سيد مهدي نوريان - احمد آقا يوسفي – محمدحسين حجتي – علي حجتي – حاجي باب نادري – حيدرعلي آذري – موسوي تقي پور – نوروز علي حاجي آقا – مشهدي لطف علي – و چندين امضاء‌لايقره ديگر


[حاشية چپ:] جواب نوشته شود اين گونه انتشارات از ناحيه بعضي اشخاصي كه از طرف دولت دخالتي درامر انتخابات شود، كاملاً‌ خلاف واقع و انتشارات شايعه قابل تعقيب است. دولت هيچگونه دخالتي در انتخابات ندارد و انتخابات كاملاً آزاد و مردم مي توانند با كمال آزادي به هر كس مايل باشند رأي بدهند. 

                                                                                        
[امضا، ناخوانا] 5/10/1325

[مهر:]ورود به دفتر ریاست وزراء
شماره:371570
تاریخ:7/10/1325



حاصل سخن اینکه، فضای باز سیاسی بعد از سقوط رضا شاه، فرصتی فراهم آورد که نیروهای مذهبی همچون سایر عناصر و جریان های فکری، در عرصه مناسبات و چالش های سیاسی از جمله انتخابات عرض اندام کرده و نسبت به کاندیداهایی که طی ادوار پیشین بنا به وابستگی ها و اعمال نفوذ انتخاب و یا انتصاب می شدند، واکنش نشان دهند. آنان با افشای ماهیت وابسته و بعضا اقدامات مخالف اسلام و دین آنها، در صدد مقابله با کاندیداتوری آنان بر آمدند. کثیر الامضا بودن این تلگرافات از جمله تلگراف اخیر بیانگر آگاهی سیاسی و مشارکت عمومی در سرنوشت شهر و نماینده منتخب خویش است. اسناد تاریخی از این نوع از آنجا که تا حدودی می توانند، روح حاکم بر فضای سیاسی زمان را نشان دهد، از اهمیت ویژه ای برخوردارند.




۱- آرشيو مركز اسناد نخست وزيري، شماره پرونده،1014،
۲-آرشيو مركز اسناد نخست وزيري، شماره پرونده،9222،
۳-خاطرات آیت الله منتظری ، به کوشش «چند تن از شاگردان معظم له» قم ، نشر دفتر معظم له ، 1379 ، صص 160-161

رحیم روح بخش
roohbakhsh1965@yahoo.com



http://www.ohwm.ir/show.php?id=2256
تمام حقوق اين نشريه متعلق به سايت تاريخ شفاهي ايران [oral-history.ir] است.